قصه گاوبانگی اینطوریه که …

گاوبانگی
اسمم مرال یا گوزن قرمزه.
من بزرگترین گوزن ایرانم که توی جنگل‌های هیرکانی شمال زندگی ‌می‌کنم.
 
احتمالا کلمه گاوبانگی رو شنیدین.توی آخرای تابستون هورمون‌های بدنم باعث می‌شن که به فکر تولیدمثل بیافتم.اما خب جفت پیدا کردن به این سادگی‌ها هم نیست و باید ابزارهایی رو داشته باشم تا بتونم خودم رو ثابت کنم.
 
همین موقع‌ها شاخ‌هام هم کامل رشد کردن و شروع می‌کنم به کشیدن و صیقل دادنشون روی شاخه درخت‌ها تا هر چی بتونم جذاب و بزرگ نشونشون بدم.
 
بعد صداهایی رو که بین شما آدما به گاوبانگ (بانگ گوزن) معروفه تولید می‌کنم. این صدا بلند و کشیده‌ است تا هم ماده‌ها رو از حضورم با خبر کنم و سمت خودم بکشم و هم به نرهای دیگه خبر میدم که اینجا صاحب داره و اگه اون نر هم ادعایی داشته باشه مجبورم که باهاش بجنگم.
 
اینجاست که جنگ‌های اساسی در می‌گیره و شاید یکی از ما آسیب جدی ببینه یا حتی جونش رو از دست بده.
 
گاوبانگی مرال گوزن هیرکانی
گاوبانگی
برنده این نبرد و قوی‌ترین نر با گوزن‌های ماده جفت‌گیری می‌کنه و می‌تونه ژنش رو منتقل کنه.
گاوبانگی به این دوره جفت‌یابی و جفت‌گیری گفته میشه که از اواسط شهریور تا وسط‌های مهر ماه طول می‌کشه. این دوره خیلی بازه حساسی برای ما گوزن‌هاست. و اگه خوب پیش بره می‌تونه باعث تولیدمثل موفقمون بشه.
 

متاسفانه توی همین دوره، شکارچی‌ها با تقلید صدامون و کشوندن ما نرها نزدیکشون یا با توجه به مکان بانگمون، می‌تونن ما رو پیدا و شکار کنن.
من هزاران ساله که یکی از ساکنان جنگل‌ هیرکانی‌ام و صدای من توی این یک ماه گاوبانگی موسیقی و آوای جنگل هیرکانی به حساب میاد.
امید که این آوا رو آیندگانمون هم بتونن بشنون.

عکس: حامد تیزرویان
متن: سیامک درفشی

دمتون هیرکانی

گاوبانگی مرال گوزن هیرکانی
گاوبانگی مرال گوزن قرمز